روزی…

اوت 9, 2017

روزی از دوستت دارم
آن‌قدر دور می‌شوم
تا از کوه
رگه‌های برف ببینی
نکته‌ای در اثبات تنهایی
96/5/18
ادامهٔ مطلب »

Advertisements

آن سفرکرده که صد قافله دل همره اوست

هر کجا هست، خدایا به سلامت دارش

حافظ

هرکس که بی‌رفیق موافق سفر کند

با خود هزار قافله تشویش می‌برد

صائب

پ.ن: مضمون هردو مشترک است، اما تقریبا سه قرن فاصله دارند. این کجا و آن کجا! زمانه‌ی حافظ چندان با بعدش فرق نداشته. اما نکته سر این است که با یاری که سفر کرده چه باید کرد. کدامشان به دنیای ما نزدیک‌تر است؟

کنار جاده‌ی خشک

به تماشای دره‌ی سرسبز می‌ایستیم

رود و آبشار در ماست

و درختان پرمیوه

دور از دست

در حسرت بهشت

دست بر شانه‌ات می‌گذارم و

راه می‌افتیم

14/تیر/96

یارم رهاست…

مارس 12, 2017

یارم رهاست

در صحرا

در رویا

اسب‌ها ناپیدا

95/12/6

در موسیقی

مارس 12, 2017

در فواصل ما

برگ می‌بارد

در سکوت

برف می‌بارد

بین کلاغ‌ها و گنجشک‌ها

در فواصل ما

95/10/17

فراموش کن

ژوئیه 25, 2016

کوه‌ها و دره‌ها را

فراموش کن

باد را هم

از تو چه می‌ماند

جز چشم‌هایت؟

دشتی در سکوت

(95/5/4)

عکس

ژانویه 20, 2016

از قطار که پیاده می‌شوم، انگار در دنیایی دیگرم. دور خودم می‌چرخم و به کوه‌ها نگاه می‌کنم. صدای سوت که بلند می‌شود و قطار راه می‌افتد، مسافری نیست. فقط برف می‌بارد؛ اندوهی از ته دل. یک لحظه تو را می‌بینم که نشسته‌ای  و آن طرف پنجره چیزی پیدا نیست. همه‌چیز سفید مثل مه. قطار و تو در کوپه مثل عکسی سیاه و سفید و یادگاری دور در خاطرم می‌ماند.

پ.ن: عکس