عکس

ژانویه 20, 2016

از قطار که پیاده می‌شوم، انگار در دنیایی دیگرم. دور خودم می‌چرخم و به کوه‌ها نگاه می‌کنم. صدای سوت که بلند می‌شود و قطار راه می‌افتد، مسافری نیست. فقط برف می‌بارد؛ اندوهی از ته دل. یک لحظه تو را می‌بینم که نشسته‌ای  و آن طرف پنجره چیزی پیدا نیست. همه‌چیز سفید مثل مه. قطار و تو در کوپه مثل عکسی سیاه و سفید و یادگاری دور در خاطرم می‌ماند.

پ.ن: عکس

Advertisements

One Response to “عکس”


  1. چقدر قشنگ بود. چقدر خوب حس رو منتقل می‌کرد. هم نوشته ی شما، هم پی نوشت


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: